درود جانان
در تنهایی بامداد سکوت و تنها موسیقی دلتنگی که همراه من اند .خودم حرفی برای گفتن ندارم اما .....
حاشا
حاشا
هرگز از مرگ نهراسیدم
اگرچه دستانش از ابتذال شکننده تر بود
باری هراس من همه از مردن در سرزمینی است که
در آن
مزد گور کن از بهای جان آدمی افزون تر باشد.
احمد شاملو
خدایش بیامرزاد.
شادزی بدرود جانان...