...
دارد تهوعم می گیرد
از این همه حرف که توی دلم می میرد
از این همه بغض که توی گلو خفه قان می گیرد
وقتی شاعر می شوم و بغضم با ناله سازم
حباب های خالی اشک را روی گونه ام می بارند
تو بی دلیل ترین اتفاق زندگی ام می شوی
که رفته ای
که مانده ام
تنها
بی خدا
حتی
تنها
تنها
بدرود